لورا بارتن. روزنامه ی گاردین.3 شهریور 1390
مترجم: روجا رضایی
در حومه ی کراملینگتن چیزی قابل توجه در حال شکل گیری ست. یک مجسمه ی غول پیکر از یک زن که در چشم انداز حک شده است.باچهارصد متر طول و بلندتر از فرشته ی شمال،"نورتامبرلندیا" بزرگترین ماکت از بدن انسان در جهان خواهد بود.این مجسمه توسط چارلز جنکز طراحی شد و از 1.5m تن بارگران که از معدن باز شاتن در همان نزدیکی آورده میشود ساخته شده است.با اتمام ان در سال 2013، بازدیدکنندگان قادر خواهند بود تا روی بدن غول پیکر آن راه بروند،روی ساق پا و ران ها وسینه های 34 متری اش در حالیکه نمای نورتامبرلند و همچنین فرم برهنه ی زن را تحسین می کنند.

اما نورتامبر لند تنها نیست.سرزمین انگلستان با فرم های زنان زنده است."بریتانیاس" در بلینگزگیت،"پانکرست" در ویکتوریا،"الانور" درلیورپول، با الهه هایی که با نرمی وشرم لباس پوشیده اند در خاته باغ های باشکوه،عزاداران ملایمی که در میان گلهای سرخ در گورستان های گیت به بیرون جوانه زده اند و پیکرهای تمثیلی که سرکشانه در اتاق های شهر گلاسکوو هولبورن ویاداکت ایستاده اند.فرم های آنها متفاوتند از شهوانی گرفته تا لاغر و نحیف، از متین و جدی تا بی شرم و گستاخ. در اینجا ما هشت مجسمه از پیکر زنان را معرفی می کنیم که در مناظر انگلستان مورد تحسین هستند.
1. ونوس برادگیت اثر فرناندو بوترو.میدان اکسچنج.خیابان لیورپول.لندن
بوترو،مجسمه ساز کلمبیایی،این مجسمه ی شهوانی پنج تنی را در سال 1990خلق کرد و آن را در مرکز منطقه ی مالی لندن قرار داد. او به سمت راست خودش دراز کشیده است،با پوستی شاداب که به طرز مبهمی پوشیده شده است،باچشمانی رو به آسمان و دستانی نیمه بالا برده.او را در روزهای هفته ببینید و به این ناهماهنگی خوش ایند توجه کنید.قوس ها وانحناهای ظریف بدن او در تضاد کامل با معماری زاویه دار بلوک های دفتر شهر است.

2. بانوی آب.آلاناه روبینز.جنگل گریزدیل.کومبریا
جنگل گریزدیل،خانه ی تعداری ازخیره کننده ترین مجسمه های انگلستان است.60 اثر دائمی در تعامل با مناظر در این مکان خلق شده اند که شامل اثر چارلز بری به نام "ستون نور" در سال 1994و اثر "چند سرخس" از کری ماریسون. در میان این آثار مجسمه ی "بانوی آب" دیده میشود که یک زن لاغر اندام را نشان میدهد که بازوانش را بالا گرفته و یک قنات آب را به سمت زنی دیگر در مقابلش هدایت می کند.این یک اثر کاملا جادویی ست و در لکه های نور جنگل به نظر زنده می اید.

3. "نشستن" اثر سوفی رایدر.پارک مجسمه سازی یورک شایر.
سوفی رایدر در سال 1986 شروع به اقامت در پارک مجسمه سازی یورک شایر کرد.کار او به عنوان "اکتشاف روان و جنسیت زن" توضیح داده شده است.در مجسمه ی سال 2007 به نام" نشستن" این عنوان به شکل زنی بزرگ،خاکستری و برهنه است که سری به شکل خرگوش وآرام روی چمن ها نشسته است،پاهایش به زیر جمع شده و روی یک بازویش تکیه داده است. بخش عمده ی لذت بردن از کار رایدربخاطر بافت کار،برنز بهم ریخته و ناهموار و رنگ مات وهوای جالب و عاشقانه ی مجسمه است.

4. "رودخانه" اثر دروا میستری.بیرمنگهام
هنگامی که در اوایل دهه ی 90برای اولین بار مجسمه ی میستری از یک زن برهنه در یک فواره به بیرمنگهام مرکزی رسید مردم محلی نام کوچک فلوزی در جکوزی را به ان دادند.برنز وسیع ان صافتر از آنیست که لقب داده اند.با پشت به آب در حال استراحت با زانوان جمع شده و صورتش کاملا عالی ساخته شده است.دور لبه استخر نقل قولی از نورتون سوخته اثر تی اس الیوت وجود دارد:
استخر پر از آب از نور خورشید
و گلهای رز آرام، آرام
سطح آب درخشان ازقلب نور
همه ی نورها پشت سر ما بودند و در آب منعکس شده بودند
بعد یک ابر گذشت و استخر خالی بود
جالب توجه این است که "رودخانه" تنها مجسمه ی آبی از زن در بیرمنگهام نیست،در همان نزدیکی در کمپ دانشگاه بیرمنگهام،مجسمه ی مسحور کننده ی برنزی" پری دریای" اثر ویلیام بلوی وجود دارد.

5. "خانواده ی انسان" اثر باربارا هپ ورث.اسنیپ مالتینگز.سوفولک
درست نیست اگر بخواهیم درباره ی منظره و مجسمه در بریتانیا صحبت کنیم اما نامی از هپ ورث نبریم.در سال1946 او در توضیح رویکردش به مجسمه سازی چنین اشاره کرد که: "اول و آخر این پیکر انسان است که در یک محیط بیرون از شهرمیتواند بخش آزاد و متحرکی از یک کلیت بزرگتر باشد.این رابطه ی بین پیکره و منظره برایم اهمیت حیاتی دارد. من نمیتوانم چنین چیزی را درشهر احساس کنم."به این ترتیب دیدن کار هپ ورث در محیط بیرون درست و قابل احترم است. سه تا از پیکرهای برنزی او در اطراف سالن کنسرت در اسنیپ مالتینگز،محل جشنواره ی سالانه ی آلدبرگ،در بستری از نی ها قرار دارند."خانواده ی انسان" پروژه ای بود که در سال 1973 توسط هپ ورث آغاز شد.آن از 9 پیکر انتزاعی تشکیل شده است. اجداد،پدر ومادر،عروس و داماد و فرزندان.دو قالب از پیکرها ساخته شد و مجموعه ی کامل آن در پارک مجسمه سازی یورک شایر درمعرض دید است.مجموعه ی دوم تقسیم شد.سه تا از آنها(دختر جوان ،والدین 1 و والدین 2) در ویکفیلد زادگاه هپ ورث و سه تای دیگر(اجداد1 و اجداد2 و والدین 1) در سوفولک قرار دارند.آنها منظره ی ای باشکوه بوجود اورده اند.با ابهت،باستانی و توتمیک. شاعرسیمون آرمیتاژ شکل بلوک مانند انها را چنین توصیف کرد: "پر از احتمال های زیبا"

6. "زن خمیده:آرنج" اثر هانری موور.لییدز
مجسمه ی زنان مووردر مکانهای باز بیرون در اطراف کشور قابل تحسین اند-از هاتفیلد هوسدر هرتفوردشایر تا یک بنای مسکونی درکنینگتن جنوب لندن.این مجسمه ی دلچسب در خارج از گالری هنر در شهر لیدزقرار گرفته است با پوستی که عمیقا جلا داده شده است و سایه هایی صیقل داده شده،مشتهایش گره کرده و یک پایش رو به بالاست.موور که جوانی اش را در شهر لیدز گذرانده، خودش مجسمه را در جایش قرار داد در تابستان قبل ازاینکه مجسمه سازی جدید گالری باز شود.طبق گزارشات او از تضاد بین فرم گرد مجسمه و سنگ اهک سخت بیرونی گالری لذت می برد.

7. "آژیر" توسط اندرو والاس.نیوکاسل
در بالای سندگیت استپز در نیوکاسل مجسمه ی اندرو والاس به نام "آژیر" قرار دارد.این مجسمه از سال 1955 در این مکان بوده است ویک یار برای مجسمه ی خدای رودخانه از والاس است که در نزدیکی آن و در حال فرستادن بوسه ای به "آژیر" است.این مجسمه از برنز ساخته شده است و ما فقط نیم تنه ی برهنه ی ان را می بینیم درحالیکه دستانش را به کمرش زده است.سرش به طرز اغراق امیزی ساخته شده و پشت سرش فرم راه راه است وبه عنوان گوشواره زنگوله ای به گوشش آویزان است.چیزی از مجسمه ی ایسترآیلند در وقار او وجود دارد.سطح چانه او و نگاهش به طول رودخانه است به مرکز بالتیک در ساحل دور.

8. "پری دریایی فولک استون" اثر کورنلیا پارکر
مجسمه ی برنز خیره کننده ی پارکر که از مدل یک زن 38ساله( جورجینا بیکر) که مادر دو فرزند است ساخته شده است یکی از نقاط برجسته ی این سه سالانه ی فولک استون بود. یک چیکر محکم و بویژه بدون دم،کاملا به رنگ مسی در کنار ساحل.چارکر تحت تاثیر مجسمه ی پری دریایی توسط ادوارد اریکسون بوده است که در یک جایی در زمین اطراف کوپنهاگ از سال 1913 قرار دارد.خانم بیکر از میان 50 نفر از محلیان همان منطقه که برای مدل شدن درخواست داده بودند انتخاب شد. او از میان رقیبانش بخاطر فیزیک مجسمه گونه اش و بخاطر روح آزادی در او انتخاب شد."پری دریایی فولک استون" در بندر شهر بر روی صخره ای بالای ساحل سانی سند نشسته است. با پاهایی که با جلبک دریایی دنبال شده اند و نگاهش به آب خیره است.
