تبليغاتX
اتاق نارنجی

اتاق نارنجی

پرفورمنس " سنگها و رنج ها"

زمانی آنقدر به احساسم جولان می دادم که حاکم مطلق زندگیم بود.خورشید در شب هم برایم طلوع میکرد و هر وقت دلتنگ باران می شدم می بارید و زمین مادرم بود و من پادشاهی می کردم روی اندامش و از سینه هایش شعر می مکیدم..شبهایم لبریز بود و خدایم از پشت پنجره مدام برایم دست تکان می داد و هروقت که می خواستمش توی دستهایم بود....اما مدتی می شود که پرت شده ام از هستی بیرون.. افتاده ام گوشه ای میان سوال ها و حجم ها.. من فقط یک قدم از زمین فاصله گرفتم تا بهتر ببینمش انوقت زمین با تمام مادری اش ناگهان مرا ترساند.بیگانگی با سر دردی کشدار آغاز شد و سرگیجه ها حیرانم کردند...خورشید را هرچه صدا کردم نیمه شب نیامدو باران نبارید و خدایم از پشت پنجره دور شد.. شدم عین دختربچه ای  که در بازاری شلوغ ناگهان مادرش کنارش نیست..محکم ایستاده ام سرجایم و با بغض منتظرم تا برگردد.. برگردد و محکم بغلم کند و بگوید: من اینجایم دخترکم..دیگر تمام شد رنج..

اندوه حقیقت دارد..رنج واقعی ترین چیز این دنیاست .. روزهایی هست که حس می کنم رنج تمام دنیا روی شانه های من است و من مسئول به دوش کشیدن اندوه تمام دنیا هستم.. دلم میخواهد این کوله ی سنگین را بگیرم و با خود به جایی دور ببرم..انقدر دور که دیگر دل هیچ انسانی نگیرد و هیچ شاعری در تاریکی شعر نگوید و هیچ نقاشی سیاهی را نقش نزند و هیچ فیلسوفی رنج نکشد..

اجرای "سنگ ها و رنج ها" ایده ایست که در ان اجرا کننده در برنامه از مخاطبان خود میخواهد که در لحظه ان چیزی را که در زندگی بسیار برایشان رنج آور و تلخ است روی یک تکه سنگ که توسط اجراکننده به آنها داده می شود بنویسند..پس از روی هم انباشته شدن حجم زیادی از سنگ ها اجراکننده مسیری سخت و طولانی را به تنهایی به کشیدن این سنگها می پردازد و مخاطبان نظاره گر دور شدن اجراکننده و به همراه ان غم ها و رنج هایشان هستند.. در پایان مسیر اجرا کننده سنگ ها را به همراه رنجهایشان به آغوش طبیعت رها می کند..

در این اجرا این سوال مطرح می شود که ایا به راستی اندوه بشریت را پایانی هست؟ چرا تنها فقط عده ی محدودی از انسانها سنگینی بار رنج ها را به دوش می کشند؟آیا در طول مسیر کسی از مخاطبان به کمک اجرا کننده خواهد شتافت؟


در گوشه و کنار باغ میهمانان مشغول نوشتن رنج هایشان بر روی سنگ ها میشنود

بعد از جمع اوری سنگ ها،شروع به حرکت می کنم.. سنگها بسیار سنگین اند و حس می کنم نوشته های روی انها انها را سنگین تر کرده اند..

چیزی از مسیر نگذشته که دستهای کسی را کنارم حس می کنم و سبک تر شدن وزن کیسه..نگاه می کنم..کسی دارد کمکم می کند..

و کمک های دیگر..

گوشه ای از طبیعت را انتخاب می کنم.. و شروع می کنم به رها کردن سنگها..دخترکی اینجاست که از ابتدای مسیر همراهی ام کرده و مشتاقانه منتظر است نوشته ی روی سنگ اورابخوانم.. نوشته را میخوانم..بزرگترین رنج برای او دور شدن از مادرش است..

سنگ ها را یکی یکی به دوردست پرت می کنم..رویشان نوشته شده: انسان بودن، تنهایی، ازدهام، از دست دادن برادرم، نان و....



برای دیدن سایر آثار سی و سومین برنامه ی هنر در روستا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1391ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

نمایشگاه نقاشی من و گروهی از هنرمندان قائمشهر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

مترجم:روجا رضایی
منبع:گاردین

فریدا هیوز داستان پشت طراحی های بدیع و زیبای مادرش،سیلویا پلات،را آشکار می کند


زندگی مشترک سیلویا پلات و تد هیوز الهام بخش برخی از درخشان ترین شعر قرن گذشته است.اما سیلویا یک هنرمند کامل هم بود.فریدا هیوز داستان پشت طراحی های بدیع و زیبای مادرش را آشکار می کند:

در دوم نوامبر 2011، نمایشگاه طراحی های خودکارو جوهر مادرم در گالری میور در لندن گشوده شد.این طراحی ها را پدرم، تدهیوز، شاعر برجسته که در 28 اکتبر 98 درگذشت به من داده بود.اما اینها تنها میراث من از والدینم نیستند.اگر آرایش ژنتیکی ربطی به تمایلات داشته باشد،باید بگویم من تمایلات متضاد فراوانی در نوشتن شعر و همچنین طراحی و نقاشی کردن دارم.درحالیکه والدینم علی رغم توانایی های هنری شان، تصمیم گرفتند انرژی اولیه ی خود را صرف نوشتن کنند،من فکر میکنم انجام هر کدام از اینها بدون دیگری امکان پذیر نیست.

اگرچه مادرم در درجه ی اول بخاطر رمان نیمه اتوبیوگرافی اش به نام "حباب شیشه" و اشعارش بویژه آخرین مجموعه اش با نام "آریل" که در سال65 بعد از خودکشی او در سال63 منتشر شد شناخته شده است اما شور و شوق او برای هنر در تمام زندگی کوتاهش نفوذ کرده بود.اولین نامه ها و خاطره ها و شعرهایش معمولا به اندازه ی زیادی تزیین شده بودند و او امیدوار بود که این طراحی ها بتوانند مقالات و داستانهایی را که او برای انتشار نوشته بود مصور کنند.

او پدرم را زمانی که در رشته ی زبان انگلیسی در دانشگاه نیونهام در کمبریج از اکتبر1955 تا جون 1957 با بورس ایالتی تحصیل میکرد ملاقات کرد.انها در16 جون 1956 با یکدیگر ازدواج کردند و ماه عسل خود را در پاریس و بنیدورم سپری کردند که مادرم بسیاری از طراحی های این نمایشگاه را در انجا انجام داد.

در سال 1956 یکی از مقالات او درباره ی اسپانیا در مجله ی" کریستین ساینس مانیتور" منتشر شد. این مقاله با یکی از طراحی های او از یک قایق ماهیگیری اسپانیایی مصور شده بود.در 28 آگوست اودر نامه ای برای مادرش،اورلیا پلات، چنین نوشت:"احساس میکنم در حال پرورش نوعی سبک بدوی متعلق به خودم هستم.طراحی های اولیه ی من در کمبریج دربرابر این طراحی هایم هیچ نیستند. منتظر بمان خواهی دید." یکی دیگر از مقالات او با عنوان "کاوش ها منجر به اکتشافات جالبی می شوند" در 19اکتبر 1959 در همان مجله منتشر شد.برای این مقاله هم از طراحی های قدیمی تر او از یک اجاق چوب سوز قدیمی،یک تایر،یک چرخ دستی خارج از آلونک و مجموعه ای از بطری های سفالی استفاده شده بود.

اولین طرح از این طراحی ها با یک طراحی دوم همراه است که با مقدار اندکی تفاوت همان موضوع را بررسی و مطالعه می کند.مادرم اغلب موضوع هایش را بیشتر از یکبار طراحی میکرد.تا آنجا که من میدانم تصویر نیمرخ پدرم را در پاریس دوبار کشیده بود یکبار از سمت راست صورتش و بار دیگر از سمت چپ آن.

ادبیات و هنر به طور مداوم جوانب زندگی پدر و مادر را به هم مرتبط کرده بود.پدرم در آخرین مجموعه ی شعرش به نام "نامه های تولد" به طراحی های مادرم اشاره می کند.اوهمچنین در شعرش به نام "پاریس تو" مستقیما به مادرم در حال طراحی پشت بام های پاریس، یک راهبند ترافیک،یک بطری و او اشاره می کند.در سال 1958 یعنی زمانی که پدر و مادرم برای کار به آمریکا نقل مکان کرده بودند،در یک نامه از "آرت نیوز" از مادرم شعری درباره ی هنر خواسته شده بود.در نتیجه مادرم هشت شعر نوشت که ازآثار سه هنرمند مورد علاقه اش الهام گرفته بود:پل کلی،روسو ودکیریکو.او در22مارچ 1958 در نامه ی دیگری به مادرش چنین نوشت:" منبع الهاماتم را کشف کرده ام و آن هنر است. هنر بدویانی مانند هانری روسو،گوگن،پل کلی و دکیریکو."

در زمان نوشتن این شعرها مادرم با برنامه ی "آوای هنرمند" در رادیو به همراه پدرم مصاحبه ای داشت و چنین توضیح داد:" من تخیل تصویری دارم.برای مثال منبع الهام من نقاشی است نه موسیقی. من این را به روشنی می بینم."

ترجمه ی شعری از سیلویا پلات:

"آیینه"
من نقره ای رنگ و دقیق ام. هیچ تصور قبلی ندارم
هرانچه می بینم بی درنگ می بلعم
درست همانگونه که هست ،بی غبار از عشق یا نفرت
ستمگر نیستم فقط راستگویم
چشم خدایی کوچک،چهار گوش
اغلب به دیوار روبه رو می اندیشم
صورتی است و لکه دار
به آن مدت ها خیره شده ام
گویی که بخشی از قلب من است
ولی پیدا و ناپیدا میشود
صورتها و تاریکی بارها مارا زهم جدا می کنند
حالا من دریاچه ام
زنی بر رویم خم شده است
برای شناختن خود سرا پای مرا میکاود
و سپس به شمع ها یا ماه ،این فریبکاران،باز میگردد
پشت اورا می بینم و صادقانه منعکس می کنم
او با اشکها و تکان دادن دستش به من هدیه میدهد
برایش مهم هستم.می آید و می رود
هرصبح چهره ی اوست که جایگزین تاریکی میشود
او در من دختر جوانی را غرق کرده است
و در من زنی سالخورده روزهای مداوم به سوی او
برمیخیزد
چونان یک ماهی هولناک...

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

انجمن هنرهای تجسمی قائمشهر برگزار می کند:


انجمن هنرهای تجسمی قائمشهر در نظر دارد  به مناسبت روز زن، نمایشگاهی از هنرمندان تجسمی بویژه نقاشان این شهر برگزار نماید.

متن کامل فراخوان در ادامه ی مطلب:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

لورا بارتن. روزنامه ی گاردین.3 شهریور 1390

مترجم: روجا رضایی

در حومه ی کراملینگتن چیزی قابل توجه در حال شکل گیری ست. یک مجسمه ی غول پیکر از یک زن که در چشم انداز حک شده است.باچهارصد متر طول و بلندتر از فرشته ی شمال،"نورتامبرلندیا" بزرگترین ماکت از بدن انسان در جهان خواهد بود.این مجسمه توسط چارلز جنکز طراحی شد و از 1.5m تن بارگران که از معدن باز شاتن در همان نزدیکی آورده میشود ساخته شده است.با اتمام ان در سال 2013، بازدیدکنندگان قادر خواهند بود تا روی بدن غول پیکر آن راه بروند،روی ساق پا و ران ها وسینه های 34 متری اش در حالیکه نمای نورتامبرلند  و همچنین فرم برهنه ی زن را تحسین می کنند.

نورتامبرلندیا.jpg

اما نورتامبر لند تنها نیست.سرزمین انگلستان با فرم های زنان زنده است."بریتانیاس" در بلینگزگیت،"پانکرست" در ویکتوریا،"الانور" درلیورپول، با الهه هایی که با نرمی وشرم لباس پوشیده اند در خاته باغ های باشکوه،عزاداران ملایمی که در میان گلهای سرخ در گورستان های گیت به بیرون جوانه زده اند و پیکرهای تمثیلی که سرکشانه در اتاق های شهر گلاسکوو هولبورن ویاداکت ایستاده اند.فرم های آنها متفاوتند از شهوانی گرفته تا لاغر و نحیف، از متین و جدی تا بی شرم و گستاخ. در اینجا ما هشت مجسمه از پیکر زنان را معرفی می کنیم که در مناظر انگلستان مورد تحسین هستند.

1.       ونوس برادگیت اثر فرناندو بوترو.میدان اکسچنج.خیابان لیورپول.لندن

بوترو،مجسمه ساز کلمبیایی،این مجسمه ی شهوانی پنج تنی را در سال 1990خلق کرد و آن را در مرکز منطقه ی مالی لندن قرار داد. او به سمت راست خودش دراز کشیده است،با پوستی شاداب که به طرز مبهمی پوشیده شده است،باچشمانی رو به آسمان و دستانی نیمه بالا برده.او را در روزهای هفته ببینید و به این ناهماهنگی خوش ایند توجه کنید.قوس ها وانحناهای ظریف بدن او در تضاد کامل با معماری زاویه دار بلوک های دفتر شهر است.

 

 ونوس براد گیت.jpg

2.      بانوی آب.آلاناه روبینز.جنگل گریزدیل.کومبریا

جنگل گریزدیل،خانه ی تعداری ازخیره کننده ترین مجسمه های انگلستان است.60 اثر دائمی در تعامل با مناظر در این مکان خلق شده اند که شامل اثر چارلز بری به نام "ستون نور" در سال 1994و اثر "چند سرخس" از کری ماریسون. در میان این آثار مجسمه ی "بانوی آب" دیده میشود که یک زن لاغر اندام را نشان میدهد که بازوانش را بالا گرفته و یک قنات آب را به سمت زنی دیگر در مقابلش هدایت می کند.این یک اثر کاملا جادویی ست و در لکه های نور جنگل به نظر زنده می اید.

بانوی آب.jpg

 

 

3.      "نشستن" اثر سوفی رایدر.پارک مجسمه سازی یورک شایر.

سوفی رایدر در سال 1986 شروع به اقامت در پارک مجسمه سازی یورک شایر کرد.کار او به عنوان "اکتشاف روان و جنسیت زن" توضیح داده شده است.در مجسمه ی سال 2007 به نام" نشستن" این عنوان به شکل زنی بزرگ،خاکستری و برهنه است که سری به شکل خرگوش وآرام روی چمن ها نشسته است،پاهایش به زیر جمع شده و روی یک بازویش تکیه داده است. بخش عمده ی لذت بردن از کار رایدربخاطر  بافت کار،برنز بهم ریخته و ناهموار و رنگ مات  وهوای جالب و عاشقانه ی مجسمه است.

 

 نشستن.jpg

4.      "رودخانه" اثر دروا میستری.بیرمنگهام

هنگامی که در اوایل دهه ی  90برای اولین بار مجسمه ی میستری از یک زن برهنه در یک فواره به بیرمنگهام مرکزی رسید مردم محلی نام کوچک فلوزی در جکوزی را به ان دادند.برنز وسیع ان صافتر از آنیست که لقب داده اند.با پشت به آب در حال استراحت با زانوان جمع شده و صورتش کاملا عالی ساخته شده است.دور لبه استخر نقل قولی از نورتون سوخته اثر تی اس الیوت وجود دارد:

 

استخر پر از آب از نور خورشید

و گلهای رز آرام، آرام

سطح آب درخشان ازقلب  نور

همه ی نورها پشت سر ما بودند و در آب منعکس شده بودند

بعد یک ابر گذشت و استخر خالی بود

 

جالب توجه این است که "رودخانه" تنها مجسمه ی آبی از زن در بیرمنگهام نیست،در همان نزدیکی در کمپ دانشگاه بیرمنگهام،مجسمه ی مسحور کننده ی  برنزی" پری دریای" اثر ویلیام بلوی وجود دارد.

 رودخانه.jpg

5.      "خانواده ی انسان" اثر باربارا هپ ورث.اسنیپ مالتینگز.سوفولک

درست نیست اگر بخواهیم درباره ی منظره و مجسمه در بریتانیا صحبت کنیم اما نامی از هپ ورث نبریم.در سال1946 او در توضیح رویکردش به مجسمه سازی چنین اشاره کرد که: "اول و آخر این پیکر انسان است که در یک محیط بیرون از شهرمیتواند بخش آزاد و متحرکی از یک کلیت بزرگتر باشد.این رابطه ی بین پیکره و منظره برایم اهمیت حیاتی دارد. من نمیتوانم چنین چیزی را درشهر احساس کنم."به این ترتیب دیدن کار هپ ورث در محیط بیرون درست و قابل احترم است. سه تا از پیکرهای برنزی او در اطراف سالن کنسرت در اسنیپ مالتینگز،محل جشنواره ی سالانه ی آلدبرگ،در بستری از نی ها قرار دارند."خانواده ی انسان" پروژه ای بود که در سال 1973 توسط هپ ورث آغاز شد.آن از 9 پیکر انتزاعی تشکیل شده است. اجداد،پدر ومادر،عروس و داماد و فرزندان.دو قالب از پیکرها ساخته شد و مجموعه ی کامل آن در پارک مجسمه سازی یورک شایر درمعرض دید است.مجموعه ی دوم تقسیم شد.سه تا از آنها(دختر جوان ،والدین 1 و والدین 2) در ویکفیلد زادگاه هپ ورث و سه تای دیگر(اجداد1 و اجداد2 و والدین 1) در سوفولک قرار دارند.آنها منظره ی ای باشکوه بوجود اورده اند.با ابهت،باستانی و توتمیک. شاعرسیمون آرمیتاژ شکل بلوک مانند انها را چنین توصیف کرد: "پر از احتمال های زیبا"

 خانواده ی انسان.jpg

6.      "زن خمیده:آرنج" اثر هانری موور.لییدز

مجسمه ی زنان مووردر مکانهای باز بیرون در اطراف کشور قابل تحسین اند-از هاتفیلد هوسدر هرتفوردشایر تا یک بنای مسکونی درکنینگتن جنوب لندن.این مجسمه ی دلچسب در خارج از گالری هنر در شهر لیدزقرار گرفته است با پوستی که عمیقا جلا داده شده است و سایه هایی صیقل داده شده،مشتهایش گره کرده و یک پایش رو به بالاست.موور که جوانی اش را در شهر لیدز گذرانده، خودش مجسمه را در جایش قرار داد در تابستان قبل ازاینکه مجسمه سازی جدید گالری باز شود.طبق گزارشات او از تضاد بین فرم گرد مجسمه و سنگ اهک سخت بیرونی گالری لذت می برد.

 زن خمیده،آرنج.jpg

7.      "آژیر" توسط اندرو والاس.نیوکاسل

در بالای سندگیت استپز در نیوکاسل مجسمه ی اندرو والاس به نام "آژیر" قرار دارد.این مجسمه از سال 1955 در این مکان بوده است ویک یار برای مجسمه ی خدای رودخانه از والاس است که در نزدیکی آن و در حال فرستادن بوسه ای به "آژیر" است.این مجسمه از برنز ساخته شده است و ما فقط نیم تنه ی برهنه ی ان را می بینیم درحالیکه دستانش را به کمرش زده است.سرش به طرز اغراق امیزی ساخته شده و پشت سرش فرم راه راه است وبه عنوان گوشواره زنگوله ای به گوشش آویزان است.چیزی از مجسمه ی ایسترآیلند در وقار او وجود دارد.سطح چانه او و نگاهش به طول رودخانه است به مرکز بالتیک در ساحل دور.

آژیر.jpg

 

8.      "پری دریایی فولک استون" اثر کورنلیا پارکر

مجسمه ی برنز خیره کننده ی پارکر که از مدل  یک زن 38ساله( جورجینا بیکر)  که مادر دو فرزند است ساخته شده است یکی از نقاط برجسته ی این سه سالانه ی فولک استون بود. یک چیکر محکم و بویژه بدون دم،کاملا به رنگ مسی در کنار ساحل.چارکر تحت تاثیر مجسمه ی پری دریایی توسط ادوارد اریکسون بوده است که در یک جایی در زمین اطراف کوپنهاگ از سال 1913 قرار دارد.خانم بیکر از میان 50 نفر از محلیان همان منطقه که برای مدل شدن درخواست داده بودند انتخاب شد. او از میان رقیبانش بخاطر فیزیک مجسمه گونه اش و بخاطر روح آزادی در او انتخاب شد."پری دریایی فولک استون" در بندر شهر بر روی صخره ای بالای ساحل سانی سند نشسته است. با پاهایی که با جلبک دریایی دنبال شده اند و نگاهش به آب خیره است.

پری دریایی 1.jpg

+ نوشته شده در  جمعه 19 اسفند1390ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

مجموعه کار من با نام " سپندارمذ"

0asmdhg0mxhkm5vxh3fn.jpg

 

 fkf120y6tpga4m3vjk.jpg

4x9g0r6wf6bzevzlpj1a.jpg

 

بقیه ی عکس های نمایشگاه در ادامه ی مطلب:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1390ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

 

نمایشگاه نقاشی گروه هنری حجم سبز

افتتاحیه روز یکشنبه  سوم مهر ساعت ۱۵

 

z31vw4k8u6fuvp78odw.jpg

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 مهر1390ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

گزارش تصویری سی و دومین دوره هنر در روستا در تاریخ 18 شهریورماه سال 1390 در محل اجرایی دبیرخانه هنر در روستا برگزار گردید

"در من هزار درخت" کاری از : روجا رضایی. ملیحه جهانگیری. مهدیه جهانگیری و محبوبه عربعلی

 

 yr3pkxt83a11efbakx2.jpg

idsrpz449ljcj15zza.jpg

1tem48blyqgab5souje.jpg

cedxgbvsxried00bfg3w.jpg

 

گزارش تصویری این برنامه در ادامه مطلب:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1390ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 مرداد1390ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

erfcklfcsih2cs8rnb.jpg

 

rl3brn287jnppi491195.jpg

مجسمه ی شنی من در ساحل فریدونکنار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 تیر1390ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

سی و یکمین دوره هنر در روستا در روز جمعه سوم تیرماه 1390 در روستای سرخ آباد شهرستان سواد کوه برگزار شد

یک روز تابستان، تابستانی بارانی

 

کار من و دوست خوبم ملیحه جهانگیری در این برنامه :

 

77ibpgdns6ripw45tf09.jpg

cw8e0o0j9hg06z1axmev.jpg

zqr7akqe3twku6tahdsz.jpg

 

گزارش کامل این دوره در ادامه ی مطلب:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 تیر1390ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

9h1ogq3lwqqesvxgo0vk.jpg

 

t83piss6fqy8a90gv9y.jpg

 

6plk056jmisdh3w9jnav.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 تیر1390ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

جلال الدین مشمولی راه حل خوبی پیدا کرده است. او تصمیم گرفته تصویرش را در اختیار دوستان هنرمند و غیر هنرمند قرار دهد تا با کشیدن ریش های متنوع بر آن - ریش هایی که شاید فکر جلال هم به آن قد نمی دهد- قدرت انتخاب بیشتری در این مساله مهم داشته باشد. به همین منظور از هنرمندان و علاقمندان دعوت کرد تا در روز طراحی با هر امکاناتی که در اختیارشان قرار دارند، ریش و سبیل پشنهادی را بر روی عکسی از پرتره جلال الدین مشمولی بکشند

نام این مجموعه « می خواهم ریش بگذارم » نام دارد

کار من روی عکس:

vwxk8zgy3s5nz4nh2w7t.jpg

ادامه ی عکس ها در ادامه مطلب:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 28 خرداد1390ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

دبیرخانه هنر در روستا در تاریخ ششم خرداد ماه 1390 یک دوره ورکشاپ طراحی با عنوان « روز طراحی » با حضور جمعی از هنرمندان تجسمی استان مازندران برگزار نمود.

یک صبح بهاری در طبیعت، همراه با هنرمندان تجسمی در روز طراحی با همکاری دبیرخانه هنر در روستا

گزارش تصویری در ادامه مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 خرداد1390ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

سی امین دوره هنر در روستا در روزهای 7 تا 9 اردیبهشت ماه در محل دبیرخانه هنر در روستا واقع در روستای کوتنا به کار خود پایان داد.
هنرمندان جوان از نقاط مختلف کشور در این روز تجربه ها و دغدغه های شخصی خود را در نقاط مختلف روستا به نمایش گذاشتند.
وردوی روستا، حمام قدیمی ، زمین های کشاورزی جنگل و رودخانه محل هایی بودند که هنرمندان به خلق اثر هنری پرداختند.

هنر محیطی من با نام "چشمه":

 

08p0dbgxk1p1ojwyhi2.jpg

2kmkmxi0t27u6u272ms9.jpg

   گزارش تصویری این برنامه در ادامه مطلب :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اردیبهشت1390ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

همایش " هنر در روستا" برگزار شد

 دبیرخانه" هنر در روستا "با همکاری گروه هنری حجم سبز و موزه هنر امام علی ( ع ) همایش تخصصی پژوهشی این برنامه را از ساعت 16 تا 19 عصر روز جمعه دوم اردیبهشت ماه 1390 در سالن آمفی تئاتر این موزه با استقبال عمومی هنرمندان و اساتید دانشگاه و جمعی از علاقمندان به هنر برگزار نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اردیبهشت1390ساعت 12:42 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

جشنواره هنر در روستا با همکاری موزه امام علی (ع ) و گروه هنری حجم سبز همایش تخصصی پژوهشی این جشنواره را با سخنرانی حمید سوری، دکتر مصطفی تبریزی، علی رضا صحاف زاده و علی اتحاد با موضوع « هنر . جامعه و جغرافیای روستایی » در روز جمعه مورخه دوم اردیبهشت ماه 1390 در موزه هنرهای دینی امام علی از ساعت 4 تا 7 عصر برگزار می گردد.


از علاقمندان دعوت می شود تا در این همایش حضور بعمل برسانند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 فروردین1390ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

yjpgsb7p63b86muwdo4.jpg 

 p1q1vp8icfnu50b9w7me.jpg

lyqhd5g35n2yh8lk2gjn.jpg

sp33usdcs718i9y2tq.jpg

f8cqgsl35uqo0651d5.jpg

mrbfez9y399hypz0q85h.jpg

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 فروردین1390ساعت 9:57 بعد از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

 

 xj9zej9f2r7rr28tnp6s.jpg

 

اجرا: روجا رضایی و ملیحه جهانگیری

hwwmteijvumpi3eehky9.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اسفند1389ساعت 10:35 قبل از ظهر  توسط روجا رضایی  | 

 

 هنر محیطی من با نام "آشیانه":

 

n13psbrko01zfheezhop.jpg

 دبیرخانه جشنواره هنر در روستا بیست و هشتمین دوره این جشنواره را در محل دبیرخانه با حضور جمعی از اساتید دانشگاه، پیشکسوتان نقاشی، دانشجویان هنر در کوتنای قائمشهر برگزار کرد

در این دوره از جشنواره هنر در روستا، هنرمندان در فضایی سالم و بدون رقابت به صورت آزاد و در بخش موضوعی درخت، به اجرای هنر جدید با زیر شاخه های آن از جمله هنر محیطی، چیدمان، هنر مفهومی و نقاشی و عکاسی پرداختند. در بیست و هشتمین دوره جشنواره هنر در روستا گروه های هنری فعال در عرصه هنرهای تجسمی شرکت کرده که می توان به گروه هنری حجم سبز، گروه هنری خانه دوست و گروه هنری مقیم در مچاله اشاره کرد
دبیرخانه جشنواره هنر در روستا، هدف از برگزاری دوره های جشنواره را مختص به هنرمند امروز در محیطی خارج از فضای تعریف شده نگارخانه ها و موزه ها می داند و اساس کارش بازگشت به طبیعت، کار با محیط طبیعی، تصورات مفهومی، تجربه های شخصی و درک درونی زندگی او و تعهد به دیدگاهی گسترده تر از آفرینش هنری از راه کشف خویشتن است.
نشست هنری این جشنواره از ساعت 15 در محل دبیرخانه با حضور اساتید و جمعی از هنرمندان و دانشجویان برگزار گردید. در این نشست حسین روانبخش عضو شورای سیاستگذاری جشنواره گزارش کلی از اقدامات گذشته این جشنواره به حضار ارائه نمود و بیان داشت: جشنواره هنر در روستا فقط منحصر به بحث نقاشی نیست بلکه از عنوان جشنواره کاملا مشخص است که این جشنواره فراتر از نقاشی برنامه های خود را دنبال می کند.
ما در ادامه دوره های جشنواره به خصوص از دوره بیست و هشتم که از صبح امروز آغاز شده و هنرمندان به اجرای برنامه های محیطی و دیگر شاخه های آن پرداختند به این نتیجه رسیدیم که به بحث پژوهش بیشتر از گذشته بپردازیم و این امکان را در اختیار پژوهشگران و هنرمندان علاقمند در این حوزه فراهم کنیم تا این مقوله به صورت جدی تر پیگیری گردد.
در همین راستا در آبان ماه 1390 هفته فرهنگی جشنواره هنر در روستا را در موزه امام علی برگزار خواهیم کرد و برای همین بهتر است تا نگاه های مختلف در حوزه های غیر از تجسمی نیز نسبت به این جشنواره داشته باشیم.
در ادامه جلسه استاد احمد نصرالهی پیشکسوت نقاشی کشور به اهمیت و تاثیر هنر و هنرمندان بر جامعه پرداخت و تاکید کرد: انسان دوپای سرگشته در دوران کهن که نمی توانست سنگ را جابجا کند و در کوران زندگی به غار پناه می آورد و دست به خلق نقاشی از حیوانات می زد، برای حفظ و ماندگاری قبیله اش به این کار می پرداخت.
وی ادامه داد: زندگی این انسان نقاش که بر دیواره های غار حکاکی می کرد در گرو جمع بوده ولی هیچگاه در آن حل نمی شود و جمع هم در گرو آن انسانی است که این اثری بوجود می آورد. یعنی انسان هنرمند و جامعه همیشه و همه جا لازم و ملزوم هم هستند.
وی اشاره کرد : فضاهای هنری و برنامه های هنری صرفا نباید محدود به گروهی مخاطب خاص و انگشت شمار و یا در پس دیوارهای موزه ها و گالری ها باشد بلکه باید این امکان را برای مردم جامعه بوجود آورد تا به تجربه ی زیستی و حضور در پیرامون آثار هنری خارج از نگارخانه ها دست پدا کنند و آنرا از نزدیک تر لمس بمایند.
خلیل سمایی جابلو استاد دانشگاه های هنر مازندران موضوع مورد بحث « هنر و جامعه و محیط زیست » را که برای این دوره از جشنواره انتخاب شده بود مثبت ارزیابی کرد و گفت: در تعریف هنر نظر و دیدگاه های مختلفی وجود دارد که به نظر من هیچکدام آن مطلق نیست.
وی ادامه داد: هنر امروز نوعی شناخت به پیرامون خویش ، جهان ماورا و جهان اجتماعی است که برای شناخت آن دانستن سه جزء اصلی کشف، بیان و دریافت الزامی به نظر می رسد.
وی اشاره داشت: بررسی عمیق و گسترده ی موضوعاتی چون آموزش و پرورش، هنر شهری، مشارکت اجتماعی، توانمند سازی محلی، مشکلات مالکیت، توسط تعامل بین هنر و مشارکت جامعه و محیط زیست انجام می پذیرد.
خلیل سمایی در ادامه صحبت های خود به تاریخ و روند شکل گیری هنر محیطی، هنر مفهومی، لندآرت ، هنر طبیعت و دیگرهای هنرهای مرتبط در جهان بویژه در اروپا و آمریکا و همچنین ایران اشاره کرد.

در این دوره از جشنواره گروه های زیر با اعضای خود شرکت فعال داشتند:

گروه هنری حجم سبز:
جلال الدین مشمولی . ملیحه جهانگیری . فرزانه فاضلی . امید عزیزی . حامد مشمولی . آیدا خوش نژاد . محبوبه عربعلی . خدیجه فلاح . عارفه رحیمی . روجا رضایی . رضا شکاری . حسین انجم روز

گروه هنری خانه دوست:
خلیل سمایی جابلو . محمد رضا رهبر. فاطمه پور ذبیح . فرشته اکبر پور

گروه هنری مقیم در مچاله:
حمید اسدزاده. فروزان سلیمانی . طیبه محجوب . اکبر امینی راد

هنرمندانی که به صورت فردی در این جشنواره حضور داشتند:
حسین روانبخش . مهدی نعمتی نژاد . فرشته زیبایی . رسول کاظمی

عکاس جشنواره: جلال الدین مشمولی

برای دیدن عکس های کامل این جشنواره لطفا به ادامه مطلب توجه کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اسفند1389ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط روجا رضایی  |